محمد حسينى همدانى نجفى

19

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

در آنها شائبه شر نخواهد بود مانند عقول قدسيه ارواح مقدسه و فرشتگان است و بعض از موجودات خير كثير است كه لازم آن شر قليل خواهد بود و بديهى است كه ترك خير كثير از نظر شر قليل سبب شر كثير و فوات خير بسيار خواهد شد . و مفاد قول امام عليه السّلام ( خلقت الخلق خلقت الخير فاجريته على يدى من اريد ) مراد قسم اول نفوس قدسيه است و مراد از جمله خلقت الخلق و خلقت الشر فاجريته على يدى من اريد ) اشاره به قسم دوم است و مفاد آن آنست كه امر خير مجعول بالذات است از نظر اينكه محبوب است و شر نيز مجعول بعرض است از نظر اينكه لازم خير است و از موجود خير كثير نميتوان جنبه شريت آن را رفع نمود و خلف فرض است مانند اينكه از آتش جنبه سوزانيدن لباس را رفع نمود هرگز ميسر نخواهد شد كه موجود مادى و طبيعى ضرر و شرى بر آن مترتب نشود محال است . زيرا نظام بر اساس اختلاف موجودات طبع استوار مىباشد و هم‌چنين بر تأثير و تأثر و فعل و انفعال انتظام خواهد يافت موجود بما هو موجود خير محض است و از ساحت كبريائى صادر مىشود و مورد قضاء و حكم قرار ميگيرد و يگانه رابطه موجودات امكانى با ساحت كبريائى همانا شعاع رابطه و پرتو وجود و هستى است كه هر موجودى را فرا ميگيرد و هر لحظه رابطه و پرتو ادامه مييابد تا اينكه موجود بكمال منظور برسد . و مخلوقات اين جهان و موجودات امكانى غير اين دو قسم نخواهد بود يكى خير محض كه وجود او و هم‌چنين آثار او خير باشد بدون اينكه در آن شائبه شر باشد و يا بر آن مترتب گردد و ديگر موجود خير كثير كه بر آن احيانا شر مترتب گردد . و هم‌چنين افراد بشر و انسانها در اين جهان خير غالب و كثير است چه اهل ايمان و چه بيگانگان ولى در عالم برزخ و قيامت اهل ايمان خير محض است از لحاظ اينكه جنبه قوه و استعداد او زايل شده و از هر جهت به صورت فعليت و نورانيت درآمده